بدون شرح... - تاریخ: 1392/6/15 ساعت: 0:33
چنان زندگی کن که کسانی که تورا می شناسند، اما خدا را نمی شناسند بواسطه آشنایی باتو، باخدا آشنا شوند. 
خوشه های گندم... - تاریخ: 1392/6/15 ساعت: 0:33
 دوستان عزیز من مثل گندمندیعنی بودنشان یک دنیا برکت ونعمتوفقدانشان قحطی استومن چه خوشبختم که زر خوشه های گندم در اطرافم موج می زنندمهرتان را قدر می دانموآنرا در سیلوی جان ودل نگه می دارمخوشه های افکار بلندتان سرسبزونعمت وجودتان بی بلا باد...
شعور و شهوت - تاریخ: 1392/6/15 ساعت: 0:33
خدا به فرشته ها شعور داد بدون شهوت،به حیوان ها شهوت داد بدون شعور،و به انسان هر دو را...انسانی که شعورش بر شهوتش غلبه کند از فرشته ها بالاتر است،و انسانی که شهوتش بر شعورش غلبه کند از حیوان پـسـت تر
آدمیت... - تاریخ: 1392/6/15 ساعت: 0:33
 از همان روزی که دست حضرت قابیلگشت آلـوده به خون حضرت هابیلاز هـمان روزی کـه فرزنـدان آدم،زهر تلخ دشـمنی در خونشان جوشیدآدمیت مرد،گرچه «آدم» زنده بود.از هـمان روزی که یوسف را بـرادرها به چاه انداختنداز همان روزی که با شلاق و خون، دیوار چین را ساختندآدمیت مرده بود گرچه «آدم» زنده بود.بعد، دنیا هِی پر...
دلگرمی... - تاریخ: 1392/6/15 ساعت: 0:33
  چــقــدر مــتــفــاوتـــنــد آدمــهــا . . .عــشــق بــرای یــکــی دلــگــرمــی . . .و بــرای دیــگــری ســرگــرمــی . . . 
عکسهای عاشقانه - تاریخ: 1392/6/15 ساعت: 0:33
     
کشاورز... - تاریخ: 1392/6/15 ساعت: 0:33
  مدت ها پیش کشاورز فقیری برای پیداکردن غذا یا شکاری به دل جنگل رفت .هنوز مسیر زیادی را طی نکرده بود که صدای فریاد کمکی به گوشش رسید.او صدا را دنبال کرد تا به منبع آن رسید و دید که پسر بچه ای در باتلاقی افتاد و آهسته و آرام به سمت پایین می رود .آن پسربچه به شدت وحشت زده بود و با چشمانش به کشاورز الت...
گاهی ... - تاریخ: 1392/6/15 ساعت: 0:33
گاهی گمان نمی كنی ولی می شود، گاهی نمی شود، نمی شود كه نمی شود؛ گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است، گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود؛ گاهی گدای گدای گدایی و بخت نیست، گاهی تمام شهر گدای تو می شود...
فرشته و هیزم شکن ... - تاریخ: 1392/6/15 ساعت: 0:33
 هیزم شکنی مشغول قطع کردن یه شاخه درخت بالای رودخونه بود، تبرش افتاد تو رودخونه. وقتی در حال گریه کردن بود، یه فرشته اومد و ازش پرسید: چرا گریه می کنی؟ هیزم شکن گفت: تبرم توی رودخونه افتاده. فرشته رفت و با یه تبر طلایی برگشت و از هیزم شکن پرسید:"آیا این تبر توست؟" هیزم شکن جواب داد: "نه" فرشته دوبار...
نظر جالب یک ریاضیدان درباره زن و مرد - تاریخ: 1392/6/15 ساعت: 0:33
  نظر جالب یک ریاضیدان درباره زن و مرد روزی از دانشمندی ریاضیدان نظرش را درباره زن و مرد پرسیدند.جواب داد:اگر زن یا مرد دارای ( اخلاق) باشند پس مساوی هستند با عدد یک =1اگر دارای (زیبایی) هم باشند پس یک صفر جلوی عدد یک میگذاریم =10....اگر (پول) هم داشته باشند دوتا صفر جلوی عدد یک میگذاریم =100اگر دار...
من باشم و تو باشی و باران ... چه دیدنی است - تاریخ: 1392/6/15 ساعت: 0:33
من باشم و تو باشی و باران، چه دیدنی است  بی چتر، حسّ پرسه زدن ها نگفتنی است پاییز، با تو فصل دل انگیز بوسه هاست با تو، صدای بارش باران شنیدنی است ابری و چکّه می کنی و مست می شوم طعم لبان خیس تو الان چشیدنی است! خیسم، شبیه قطره ی باران، شبیه تو تصویر خیس قطره ی باران کشیدنی است این جاده با تو تا همه ...
رسم عجیب... - تاریخ: 1392/6/15 ساعت: 0:33
 اینجـــآ زَمیـــن اَســـتــ  رَســمــِ آدمهــآیَشــ عَجیــبــ اَســتــاینجــآ گـُـم کــه بِشـَـویبـِـه جــآی اینــکه دُنبــآلتــ بِگـَـردَند، فرآموشـَـتــ می کُننـَـدعآشـِـق کــه بِشـَـوی ، بــه جــآی اینــکه دَرکــَتــ کُنــند مُتَهَمَــتــ می کُننــَدفَرهَنــگــِ لُغــتــِ اینجــآ چیــزی از عِشــ...
عکسهای متحرک عاشقانه - تاریخ: 1392/6/15 ساعت: 0:33
       
هم محله ای... - تاریخ: 1392/6/15 ساعت: 0:33
 کوچه ای را بود نامش معرفت ... مردمانش با مرام از هر جهت ...سیل آمد کوچه را ویرانه کرد ...مردمش را با جهان بیگانه کرد ...هرچه در آن کوی بود از معرفت ...شست و با خود برد سیل بی صفت ...از تمام کوچه تنها یک نفر ...خانه اش ماند و خودش جست از خطر ...رسم و راه نیک هرجا بود و هست ...از نهاد مردم آن کوچه اس...
حکایت ما آدم ها … - تاریخ: 1392/6/15 ساعت: 0:33
حکایت ما آدم ها …حکایت کفشاییه که …اگه جفت نباشند …هر کدومشون …هر چقدر شیک باشند …هر چقدر هم نو باشندتا همیشه …لنگه به لنگه اند …کاش …خدا وقتی آدم ها رو می آفرید …جفت هر کس رو باهاش می آفرید …تا این همه آدمای لنگه به لنگه زیر این سقف ها …به اجبار، خودشون رو جفت نشون نمی دادند...
همیشه زنده خواهم ماند.. - تاریخ: 1392/6/15 ساعت: 0:33
 چشمهایم را به انسانی بدهیدکه هرگز طلوع آفتاب،چهره ی یک نوزاد وشکوه عشق را درچشم های یک زن ندیده است. قلبم را به کسی هدیه بدهیدکه از قلب جز خاطره ی دردهایی پیاپی و آزار دهنده چیزی به یاد ندارد.خونم را به نوجوانی بدهیدکه او را از تصادف ماشینبیرون کشیده اند و کمکش کنیدتا زنده بماند و نوه هایش را ببیند...
دوره ی ارزانیست... - تاریخ: 1392/6/15 ساعت: 0:33
 چه کسی می گوید گرانی شده است؟دوره ی ارزانیستدل ربودن ارزان دل شکستن ارزان دوستی ارزان دشمنیها ارزان چه شرافت ارزان تن عریان ارزان.آبرو قیمت یک تکه نان و دروغ از همه چیز ارزانتر قیمت عشق چه قدر کم شده است!کمتر از آب روان! و چه تخفیف بزرگی خورده است قیمت هر انسان
فرهنگ نوین... - تاریخ: 1392/6/15 ساعت: 0:33
   آن روزها گنجشک را رنگـــ می کردند و جای قناریــــ می فروختند این روزها هــــوس را رنگـــ می کنند و جای عشـــق می فروشندآن روزها مال باخته می شدی و این روز ها دلـــباخته...!و به این میگویند فرهنگــــــــــ نوینـــ ...!!!
تفسیر... - تاریخ: 1392/6/15 ساعت: 0:33
پشت ســــرم حرف بودحدیــث شدمیترســــم آیه شودسوره اش کنند به جعـــــــــلبعد تفسیـــرم کنند این جماعت نـا اهـــل...
گرما بخشیدی...؟! یا سوزاندی...؟!! - تاریخ: 1392/6/15 ساعت: 0:33
تولد انسان روشن شدن کبریتی استو مرگش خاموشی آن!بنگر در این فاصله چه کردی؟!!گرما بخشیدی...؟!یا سوزاندی...؟!!